آخر از عشق تو مجنون و 

از این قافیه بیرون و

هزار ، چشمِ گریون و

دل از معرکه بیرون و

چه غمگین دلِ لیلون و

بهار ! چون زمستون و

نیایی دل پریشون و

به غصه ، اشکِ بارون و

صنم از خجل ، گریبون و

به صد پاره چو گردون و

تو هم رفته گلستون و

منم باز به دل آهِ پریّون و

آخر از عشق تو مجنون و

از این قافیه بیرون و ..